پخش زنده
English عربي
35
-
الف
+

حسن فتحی و جهان پرچالش سریال «زمانه»

«زمانه» تلاشی برای روایت روابط انسانی در بستری از چالش‌ها و پیچیدگی‌های زندگی معاصر است.

پخش مجموعه تلویزیونی «زمانه» از شبکه آی‌فیلم، فرصتی برای بازخوانی یکی از ملودرام‌های اجتماعی تلویزیون ایران در دهه 90 فراهم کرده است؛ مجموعه‌ای که در زمان پخش خود توانست هم مخاطبان عام را با قصه‌ای پرتعلیق همراه کند و هم نگاه منتقدان را به شیوه روایت و پرداخت شخصیت‌هایش جلب کند. این سریال به کارگردانی حسن فتحی، از چارچوب یک عاشقانه صرف فراتر می‌رود و تلاشی برای روایت روابط انسانی در بستری از چالش‌ها و پیچیدگی‌های زندگی معاصر است.

«زمانه» در دوره‌ای ساخته شد که تلویزیون ایران به‌تدریج از ملودرام‌های ساده فاصله می‌گرفت و به سمت روایت‌هایی می‌رفت که مسائل اجتماعی، اقتصادی، اخلاقی و ... را در بطن قصه‌های شخصی و عاطفی مطرح می‌کردند. حسن فتحی که پیش‌تر توانایی خود را در خلق جهان‌های عاطفی و شخصیت‌محور نشان داده بود، این‌ بار نیز سراغ قصه‌ای رفت که عشق را نه در فضایی رویایی، بلکه در دل بحران، سوء تفاهم، بی‌اعتمادی و چالش‌های روابط انسانی تعریف می‌کند.

داستان سریال از جایی آغاز می‌شود که "بهزاد" جوانی آرام و خانواده‌دوست، ناگهان درگیر مسائلی می‌شود که زندگی شخصی و آینده‌اش را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این نقطه شروع، در ظاهر یک بحران حقوقی و اجتماعی است، اما در لایه‌های عمیق‌تر، بهانه‌ای برای نمایش وضعیت انسان معاصر در جامعه‌ای است که در آن چالش‌هایی مثل آبرو، قضاوت اجتماعی و شایعه، گاه از حقیقت قدرتمندتر عمل می‌کنند.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های «زمانه»، شیوه تصویر کردن مناسبات اخلاقی است. شخصیت‌های این سریال کاملاً سفید یا سیاه نیستند. حتی شخصیت منفی قصه، یعنی "سهیل"، صرفاً یک شرور کلاسیک نیست؛ او محصول نوعی سرخوردگی اجتماعی و اقتصادی است. سریال تلاش می‌کند نشان دهد چگونه ناکامی، احساس تحقیر و حذف شدن از ساختار اجتماعی، می‌تواند آدم‌ها را به سمت انتقام و تخریب سوق دهد. این نگاه، «زمانه» را نسبت به بسیاری از سریال‌های هم‌دوره‌اش متمایز می‌کند؛ چرا که به‌جای قضاوت مستقیم، سعی دارد ریشه‌های بحران را نشان دهد.

در این میان، شخصیت بهزاد با بازی حمید گودرزی، نماینده نسلی است که میان اخلاق فردی و فشارهای اجتماعی گرفتار شده است. او شخصیتی است که تلاش می‌کند حقیقت را حفظ کند، اما مدام زیر فشار سوءظن، تهمت و بی‌اعتمادی قرار می‌گیرد. این موقعیت، به شکل نمادین وضعیت بخشی از طبقه متوسط شهری را بازتاب می‌دهد؛ نسلی که می‌خواهد زندگی آرام و شرافتمندانه‌ای داشته باشد، اما درگیر آشفتگی‌های اجتماعی و اقتصادی می‌شود.

در کنار او حضور پریناز ایزدیار در نقش اصلی زن سریال، یکی از نقاط مهم «زمانه» است. این مجموعه را می‌توان از جمله آثاری دانست که به تثبیت جایگاه او در تلویزیون کمک کرد. بازی ایزدیار در «زمانه» ترکیبی از معصومیت، تردید، آسیب‌پذیری و استقامت است؛ ویژگی‌هایی که باعث می‌شود شخصیت او صرفاً یک کاراکتر عاشقانه نباشد، بلکه به بخشی از جهان اجتماعی سریال تبدیل شود. رابطه میان شخصیت‌های اصلی نیز بر پایه احساسات اغراق‌آمیز بنا نشده، بلکه بیشتر بر سوء تفاهم، فاصله، سکوت و بحران ارتباط شکل گرفته است؛ چیزی که آن را به روابط واقعی نزدیک‌تر می‌کند.

یکی دیگر از نقاط قوت سریال، فضای شهری و معاصر آن است. «زمانه» تصویری از تهران اوایل دهه نود ارائه می‌دهد؛ شهری پرتنش که در آن روابط انسانی به‌ شدت تحت تأثیر مسائل اقتصادی و اجتماعی قرار گرفته‌اند. در این فضا، خانواده دیگر پناهگاه امن مطلق نیست و حتی نزدیک‌ترین آدم‌ها نیز ممکن است در بزنگاه‌ها به یکدیگر بی‌اعتماد شوند. این نگاه اجتماعی، باعث می‌شود سریال همچنان پس از سال‌ها قابلیت دوباره دیدن داشته باشد؛ چراکه دغدغه‌هایی چون بحران اعتماد، قضاوت اجتماعی و شکنندگی روابط، همچنان برای مخاطب امروز هم قابل لمس است.

از منظر ساختاری نیز «زمانه» از ریتم مناسبی برخوردار است. فیلمنامه که توسط علیرضا کاظمی‌پور، سعید جلالی و سعید تشکری نوشته شده، تلاش می‌کند تعلیق را به‌تدریج گسترش دهد. سریال با استفاده از راز، ابهام و تغییر مداوم موقعیت شخصیت‌ها، مخاطب را با خود همراه می‌کند. هرچند در برخی قسمت‌ها، ملودرام به سمت اغراق احساسی نزدیک می‌شود، اما کنترل کارگردانی فتحی باعث شده روایت از مرز باورپذیری فاصله نگیرد.

در کنار بازیگران اصلی، حضور چهره‌هایی چون حسین محجوب، مهرانه مهین‌ترابی، هومن برق‌نورد و شهرام قائدی به غنای بازی‌ها کمک کرده است. بازیگران فرعی در «زمانه» صرفاً نقش مکمل ندارند، بلکه هرکدام بخشی از جهان اخلاقی و اجتماعی سریال را نمایندگی می‌کنند. این مسئله باعث شده روابط میان شخصیت‌ها طبیعی‌تر و زنده‌تر به نظر برسد.

ذکر این  نکته شاید خالی از لطف نباشد که موفقیت «زمانه» تنها محدود به مخاطبان داخلی نبوده است. پخش این مجموعه از شبکه‌های برون‌مرزی مانند شبکه سحر و شبکه الکوثر باعث شده این سریال در کشورهای مختلف نیز دیده شود و مورد استقبال قرار گیرد. دلیل این استقبال را می‌توان در جهان‌شمول بودن مفاهیم مطرح شده در آن دانست؛ مفاهیمی مانند عشق، خیانت، آبرو، ترس از قضاوت و تلاش برای اثبات حقیقت، موضوعاتی هستند که محدود به جغرافیای خاصی نمی‌شوند.

امروز و پس از گذشت بیش از پانزده سال‌ از نخستین پخش «زمانه»، بازگشت این سریال به آنتن آی‌فیلم، بیش از هر چیز یادآور این نکته است که مجموعه‌های تلویزیونی و ملودرام‌های اجتماعی با دقت در برخی جزییات به راحتی می‌توانند میان سرگرمی و دغدغه اجتماعی تعادل ایجاد کنند. «زمانه» شاید بی‌نقص نباشد، اما همچنان نمونه‌ای قابل ‌توجه از سریال‌سازی در تلویزیون ایران است؛ اثری که تلاش می‌کند با عبور از بطن یک قصه عاشقانه، تصویری از انسان‌های نگران، بی‌اعتماد و آسیب‌دیده ارائه دهد.

به اعتقاد نگارنده، مهم‌ترین ویژگی سریال «زمانه» همین است؛ اینکه نشان می‌دهد انسان‌ها گاهی بیش از آنکه قربانی دشمنان خود باشند، قربانی سوء تفاهم‌ها، قضاوت‌ها و ترس‌های پنهان جامعه می‌شوند. و این دقیقاً همان چیزی است که باعث می‌شود سریال، حتی پس از سال‌ها، همچنان برای مخاطب امروز آشنا و قابل درک باقی بماند.

(به قلم سیاوش میرزایی برای وب‌سایت آی‌فیلم)

بیشتر بخوانید:

تصویر جوانی و عشق در تلویزیون دهه هفتاد

«متهم گریخت»؛ خنده در دل تلخی مهاجرت

روایت عشق و جنگ در گذر سه دهه زندگی

نظر شما
ارسال نظر